نقد حكمت متعاليه صدرائي از منظر عرفان - موضوع : اصالت وجودات خاص
10 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

نقد حكمت متعاليه صدرائي از منظر عرفان - موضوع : اصالت وجودات خاص

در فلسفه صدرالمتألهين أصالت وجود در دو مورد مطرح گرديده است يكي در مورد «حقيقت وجود» كه وجود، لابشرط از هر قيدي است(اسفار ج 1، ص 259) و ديگر در مورد «وجودهاي خاص» كه همان أفراد حقيقت وجود هستند (اسفار ج 6، ص 81)؛ مورد أول مشكلي ندارد، و با براهين فراواني اين إدعا قابل إثبات است؛ ولي برهان زير دلالت دارد كه مورد دوم، باطل است.. 

برهان بر بطلان اصالت وجود در وجودهاي خاص:
«1» = (هيچ وجود خاصي، «واجب الوجود بالذات» نيست)؛ زيرا هر وجود خاصي، مركب از مابه‌الاشتراك و مابه‌الامتيازي است، و هيچ مركبي، واجب الوجود بالذات نيست. 
«2» = (هر موجود اصيل، «واجب الوجود بالذات» است)؛ زيرا «أصالت وجود»، به معناي موجود بودن شي‌ء است به نفس ذاتش (= بدون نياز به حيثيت تقييدي)؛ و سلب هر شيء از خودش محال ذاتي است؛ و هر چيزي كه سلبش محال ذاتي باشد خود آن چيز «واجب الوجود بالذات» است؛ پس اصالت وجود، ملازم با وجوب ذاتي است.
اينك دو گزاره  «1» و «2» را ضميمه مي كنيم و يك قياس اقتراني شكل دوم بصورت زير ترتيب مي‌دهيم
«1» = (هيچ وجود خاصي، «واجب الوجود بالذات» نيست) + «2» = (هر موجود اصيل، «واجب الوجود بالذات» است) كه طبق شكل دوم نتيجه مي‌دهد كه (هيچ وجود خاصي، موجود اصيل نيست؛ پس («موجود أصيل»، همان «حقيقت وجود» است، كه لابشرط از خصوصيت هر قيدي است)؛ بنابراين محال است كه وجودهاي خاص، كه هر يك به خصوصيتي مقيّدند، در تحقق و موجوديت، أصالت داشته باشند.
حسين عشاقي